
می رم سونوگرافی ، با کلی استرس، جواب رو که میده دستم، توی برگه جواب ، چشمام فقط یه جمله رو می بینه«فولیکول بالغ رویت نشد» دنیا توی سرم خراب میشه، معنیش اینه که این ماه هم پر، این ماه هم نمیشه، برگه رو می ندارم ته کیفم و به این فکر سرراهم چی گیر میارم بخورم که حالم بهتر بشه و خیلی هم وقتم رو میگیره که زودتر برسم خونه تا بچه ها شوهرمو خل نکردن. چند روز بعد، روزی که کیفم رو خالی می کنم روی تخت تا آت اشغال ها رو بریزم دور و یه سر و سامونی بهش بدم، برگه ی سونوگرافی رو دوباره باز می کنم و جمله های دیگه رو هم نگاه می کنم« مایع آزاد در لگن دیده نشد، ضخامت آندومتر طبیعی ست، اندازه ی اندام ها طبیعی ست، ضایعه ی فضا گیر مشاهده نشد» و به این فکر می کنم که هر کدوم ازین جمله ها، آرزوی کیه؟ بخوانید...
ادامه مطلب
می دونم نوشتن از آسیب های روانی خیلی مده، می دونم روش خوبیه برای جذب مخاطب ، ولی ازونجایی که کسی اینجا رو نمی خونه، می تونم بدون ترس از قضاوت شدن بنویسم( اگه واقعاً فکر می کنی کسی نمی خونه، پس این توضیح اولیه و تبرئه ی پیش از محکومیت چی بود؟ چند چندی با خودت؟) ۱_قسمت گند کمال گرایی ، نپذیرفتن کوچک ترین ایراده، با کمترین انتقاد، به مرحله ی ویرانی میرسی، روزی هزار بار به دیگران ، با نهایت صداقت میگی: همین که تو داری تلاش می کنی، ولو نتیجه نقص داشته باشه، برام کافیه، کافی که چه عرض کنم، بی نظیره. ولی به خودت که میرسه، نه دیگه ،ماجرا عوض میشه، کمترین نقص، مساویه با شکست مطلق ، با نابودی، با از دست دادن همه چی( اون جملهی مزخرف که: من کار ندارم با هیجده بهترین نمره ی کلاس شدی، تو چرا باید دونمره ...
ادامه مطلب
اعتقاد دارم رژیمی که با گرسنگی همراه باشه به نتیجه نمیرسه.تَرکی که با فشار و زور و عدم آرامش باشه رها میشه. کنترلی که در اثر انقباض و تورم باشه می ترکه. کاری که از درون، به تمام و کمال از درون برنیاد نتیجه نمیده، ولو در کوتاه مدت موفقیت آمیز به نظر بیاد. زمانی که انگیزه ی کار از درون می جوشه هر کاری مثل نفس کشیدن آسون میشه. آسون نه، طبیعی میشه. سختی داره ولی مثل توپی که توی سرازیری افتاده راهشو پیدا میکنه. و بهترین انگیزه ی درونی عشقه مطلب تجربه نیلوبلاگ مطلب کردم نیلوبلاگ که مطلب میگم نیلوبلاگ...
ادامه مطلب
بذارید یه مثال بزنم. فرض کنید جامعه ای وجود داره که به طور کاملا سنتی بعد از هر وعده به هرویین مصرف می کنن و این کار براشون همون قدر عادیه که برای ما وجود مثلا سبزی روی سفره ،و عوارض هرویین رو مثلا ع...
ادامه مطلب
بزرگ ترین معجزه، توانایی یا وسیله ای که در اختیار آدمه ، قدرت حرف زدنه. اکثر مشکلاتی که با آدمای اطرافمون داریم، خصوصا نزدیک هامون و خصوصا تر نزدیک ترین هامون با حرف زدن حل میشه. حل میشه نه به این معن...
ادامه مطلب
نمی فهمم واقعا چه حکمتیه؟ الان ما پنج ماهه اینجاییم، هیشکی نیومده سر بزنه بهمون، بعد این هفته که من عین جنازه افتادم زمین ، مادرشوهر و خواهر شوهر و خانواده و پدر و مادر خودم همه( کاملا هماهنگ نشده) دارن تشریف میارن:/ اضافه کنید کلاسی که سه ماهه دارم دوندگی می کنم شروع شه هم دقیقا فردا شروع میشه. حتما من خیلی انسان فرزانه ای هستم که خداوند داره این طور امتحانم میکنه( رجوع شود به عنوان مطلب). بهتر ازین نمی تونم به خودم دلداری بدم...
ادامه مطلب
بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین...
ادامه مطلب
من از ازدست دادن هراس دارم، یه هراس دائم و همیشگی.مامان، بابا،خواهر،همسر. مدام میشینم فکر می کنم اگه اون یکی رو از دست دادم بیشتر از همه حسرت چی رو میخورم؟ اینکه چرا ازش عکسای خوب نگرفتم؟ چرا صداشو ضبط نکردم. چرا بهش نگفتم دوسش دارم؟ اینا همه شایده ولی مطمئنم هرکدوم ازین چهار نفر رو اگر یه روز از دست بدم حسرت وقت هایی که میشد باهاشون داشته باشم ولی خرج چیزای بیخود کردمشون بیچاره م میکنه. می دونم و هنوز وقتم رو خرج چیزای بیخود می کنم. پ. ن: هر وقت به این چیزا فکر می کنم خیلی یهو دلم برا بابام تنگ میشه. الان دلم برا بابام تنگ شد:( پ.ن ۲:حرکتمون از پس فردا صبح افتاد فردا ظهرو من هنوز نه خونه رو تمیز کردم نه کامل وسایل رو جمع کردم نه خریدهام رو انجام دادم و نشستم دارم پست میذارم. به خودم افتخار...
ادامه مطلب
وقتی از تو دلگیرم ، همه چیز تلخ می شود( آهنگین نخوان؛ عاشقانه نخوان، گفتم که، نشد، فقط دارم حرف می زنم، معمولیِ معمولی) وقتی دیر می آیی و زود می خوابی، وقتی چیزی را به من ترجیح می دهی، وقتی اولویت اولت نیستم، وقتی با من صادق نیستی و حرف ها را در هزار لفافه می پیچانی( نه، صادق هستی، رو راست نیستی، حتی توی ذهنم هم جرأت ندارم انگ دروغ به تو بزنم) وقتی که اعتراف می کنی اندازه من عاشق نیستی( البته این را در تعریف از من می گی ولی حقیقت داره) ، وقتی .... حس می کنم اگر کسی این ها رو بخونه از تو یه دیو توی ذهنش درست میکنه، ولی نیستی، تو بهترین و عزیزترین و همراه ترین و ...
ادامه مطلب