همچینم رویای شیرینی نیست همش - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:57
چه چیزی می تونه از یه بچه ی دوازده کیلویی با هشتاد سانت قد یه هیولای ترسناک بسازه؟ عارضم خدمتتون که هفت تا دندون تیز، یه فک قدرتمند و حس خود بامزه پنداری:) نتیجه اینه که الان من و باباش با مجموع سن تقریبی 60 سال از یه موجود 14 ماهه عین مرگ میترسیم که ناگهان وسط بازی و خنده یه تیکه از گوشتمون توی دهن...
مادری - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:58
,مادری, یعنی دیدن صحنه هایی که هیچ وقت هیچ کس دیگه ای نمی بینشونِ حالا تو هرچقدر می خوای عکس بگیر و داد بزن : وااااای بیا نگاه کن توی خواب چه جور گوشه ی لباشون چین می ندازه. این صحنه ها مخصوص خودتن. مثل مشت کردن دستاش موقعی که داره تسلیم خواب میشه که متفاوته با مشت کردنش موقع شیر خوردن. یا گرفتن گوش...
مرتبط؟ نیمه مرتبط؟ هر دو؟ هیچ کدام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:58
1.کی قراره این نگاه احمقانه ی جهانی که شرق و غرب هم نداره، برداشته بشه که پدر و مادر هر غلطی کردن چون پدر و مادرن بی خیال؟ 2. آدم ها در برابر کارهاشون مسئولن. در برابر آسیب هایی که به دیگران میزنن مس
واقعا عنوان ندارم. چه کنم؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:58
_توی یکی از کتابای درن شان ( نویسنده ی کتابای تخیلی تین ایجری) یه شخصیتی هست به اسم کرنلیوس، که این قدرت رو داره که اگر چیزی رو بخواد یه پنجره ی جادویی براش باز میشه نزدیک اون چیزی که می خواد. بعد آشن
سبکی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:58
اصلا نمی دونم چرا شروع کردم به گریه کردن. اصلا نمی دونم گفت و گومون چه روندی رو طی کرد که اون قدر بهم فشار اومد که خون با شدت از بینیم ریخت بیرون. واقعا یادم نیست. ولی یادمه وقتی به خودم اجازه دادم هق
واقعا دقت کرده بودین؟ - تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 18:22
تا حالا دقت کردین قنداق نوزاد و لباس احرام و کفن چقدر شبیه همن؟؟؟
همین حرف زدن لعنتی - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
بزرگ ترین معجزه، توانایی یا وسیله ای که در اختیار آدمه ، قدرت حرف زدنه. اکثر مشکلاتی که با آدمای اطرافمون داریم، خصوصا نزدیک هامون و خصوصا تر نزدیک ترین هامون با حرف زدن حل میشه. حل میشه نه به این معن
بله، بله ، قطعا همین طوره - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
نمی فهمم واقعا چه حکمتیه؟ الان ما پنج ماهه اینجاییم، هیشکی نیومده سر بزنه بهمون، بعد این هفته که من عین جنازه افتادم زمین ، مادرشوهر و خواهر شوهر و خانواده و پدر و مادر خودم همه( کاملا هماهنگ نشده) دارن تشریف میارن:/ اضافه کنید کلاسی که سه ماهه دارم دوندگی می کنم شروع شه هم دقیقا فردا شروع میشه. حتم...
آرزوهای مه آلود - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
- ماها هیچ کدوم چوب جادوگری نداریم، ولی به گفته ی دامبلدور:موسیقی جادویی فراتر از جادوی ما(اونا)ست.فیلم گروه کر ( the chorus) رو ببینید، به حرف دامبلدور ایمان میارید. -بزرگ میشیم ، ولی آرزوهامون بزرگ
بشمار - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
وقتی دکترت میگه یواش یواش قرصتو کم کن، از یه دونه کامل بیا روی سه چهارم و نصف و ... آدم باش و به خودت نگو : من که دیگه تهوع ندارم ، اصن قطعش می کنم. نتیجه اش اینه که سه روز درست غذا نخوردم و با دیدن هرچیزی که کمترین خوردنی توش باشه حالت تهوع میگیرم و به خودم لعنت می فرستم. ای بر پدر اعتماد به نفس کا...
بهار من اومد - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
الان بهار منه، اوج بهار یه هفته ای من الانه که بابام اومده پیشمون. با هم میریم بیرون، حواسش هست سرم درد می گیره و کولرو روشن می کنه، برنامه شو با برنامه م هماهنگ می کنه که بیاد دنبالم، شبا جلوی تلویزی
بی نظم نوشت - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
1-بعضی ها هم تا گند یک چیز را در نیارند ول نمی کنند، آقای همسرشون برای 28 ساعت رفتن مسافرت( البته اگه بدقولی نکنه)، طرف نشسته کلی آهنگ خزوخیل دانلود کرده پیرامون وای عشقم رفت ، حالا چیکار کنم و ازینا
شاید عشق یعنی ... - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
فکر کنم عشق یعنی بعد از یه گند بزرگی که زده و تو رو تا حد آتشفشان عصبانی کرده و اومده اون قدر عذر خواهی کرده که تو آشتی کنی و آشتی کردی، دلت می خواد بری ازش تشکر کنی که اومده و اصرار کرده و نذاشته قهر بخوابین :) پ.ن: البته فقط دلت می خواد ، نمی کنی این کارو چون پر رو میشه
یعنی میشه؟ - تاریخ: 1397/11/23 ساعت: 14:11
بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان الله رب العالمین بورک من فی النار و من حولها و سبحان...
نیمه شبانه - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
برای بار هزارم اون آهنگ رو گوش دادم با یک هدف کااااملا مسخره ولی دوباره یقه م رو گرفت دوباره همه ی بایدها و نبایدها برام زنده شد دوباره همه ی پتانسیل های حروم شده م جلوم رژه رفت دوباره همه ی کارهایی که نکردم، یا نصفه ول کردم اومد جلوی چشم هام و می بینم چقدررررر عقبم جای غلطی دنبال جواب می گشتم ، الا...
اگر بیشتر نباشد... - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
لذتش کمتر از پیاده روی نیست نشستن و نگاه کردن جمعیتی که عبور می کند
خونه :) - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
فکر می کردم همین که این اتفاق بیوفته ، اولین کاری که می کنم میام و در خلوت ترین نقطه ی خودم جارش میزنم فکر کردم میام و یه پست بلندبالا می نویسم که چقدررررر خوشحالم که بعد از 8 سال صبر کردن بالاخره شد ولی الان دو ماه گذشته و هر وقت خواستم بنویسمش ،در رفت، نمی شد. اون قدر نشد تا از دهن افتاد بیات شد ح...
از سری پست های یه خورده مرتبط - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
-و خدا می دونه که امروز چه حجم عظیمی آدرنالین توی خون من ترشح شد و بر خلاف همیشه امروز چقدر کم گریه کردم. - خیلی اوقات وقتی شروع می کنی به حرف زدن درباره چیزی ، هی اون موضوع رو بهتر می فهمی. صرف حرف زدن با صدای بلند خیلی اوقات گره های نفهمیدنی رو باز می کنه. - امروز به یه نفر گفتم : فلان کار که قرار...
ادا دربیار. ادا درآوردن خوبه. ولی نه اینجا - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
ان لم تکن حلیما فتحلم.اگر صبور نیستی خودت رو به صبوری بزن، یواش یواش صبور میشی اگه غم مردم رو نمی خوری ، وانمود کن برات مهمه و بهشون گوش بده، غمشون برات مهم میشه اکه بنده نیستی ، نماز بخون، سجده کن ، خودتو بزن به بندگی، بنده میشی اگه کسی رو دوست داری فریادش کن. جار بزن، زیاد میشه اگه می ترسی یه روز ...
تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 9:15
یعنی عدم هوشیاری و شدت ناآگاهی به خود چقدر می تونه زیاد باشه که آدم از اصلی ترین خصوصیات ذات خودش بی خبر باشه؟ حالا این اوج فاجعه نیست، اونیکه نمی دونه که نمی دونه، اونی که میدونه و از اون صفت آگاه هست هم نمی تونه در خودش بیابه این صفت رو. وقتی ما اثبات عقلی کردیم عین نیازمندی (و نه عین نیازمند) بود...

برچسب‌های مرتبط

-( emoji | -( meaning | -( emoticon | -( meaning in text | -( smiley | -( something went wrong | -( smiley meaning | این متن رو ترجمه کن | متن این روزا از امیر پدرام | متن این روزا با کی میخندی